سلام خوبین؟
چطورین دوستای خودم؟
من که خیلی خوبم.
این چند وقته که نبودم یک مقداری اتفاقات افتاده که به خدمت شما عرض می کنم.
این چند وقته که نبودم داییم اومده بود ایران آخه اون آلمان زندگی میکنه. یه دختره کوچولو داره که اسمش ژوزفین هست تقریبا ۵ سالشه. الهی قربونش برم
من زن داییم آلمانی هست و دوست نداره که بیاد ایران از اونجایی که اون خانم ایران را دوست ندارند اجازه هم ندادند که دخترشون رو داییم بیاره ایران.
در نتیجه داییم خودش تهنا اومده بود. قربون داییم برم.
اینقده دلم براش تنگ شده بود که نگو. آخه ۱۵ سال بود که ندیده بودمش فکر کن من الان ۲۱ سالمه من داییم رو تو سن ۵ سالگی دیده بودم
وای خیلی هم دوست داره که آدم رو گاز بگیره. من یکی که دیگه کبود شدم. از بس که من گاز گرفته.
بچه هم که بودم همش من گاز میگرفت. من خیلی دوست داره آخه.
این ۲۰ روزی که ایران بود اصلا ما تو خونه نبودیم فکر کن ۳ ماشینه میشدیم همه با هم میرفتیم اوشوم فشم، لواسانات، شمال هم رفتیم یه سر خیلی عالی بود و خیلی خوش گذشت جای همتون خالی بود. تو ماشین کی رقصیدیم تو راه ها.
رفتم لب دریا عاشقانه قدم زدم واسه خودم البته با دخترخاله هام بعضی وقتا با مامانم بعضی وقتا با داییم و یه بارم با داداشم.
بعد رفتیم از اونجا که شهسوار بود ساری. خیلی قشنگ بود. کلی هم خرید کردیم. البته داییم الان دیگه برگشته آلمان دلم خیلی واسش تنگیده. قربونش برم من عزیزم.
سه شنبه شب هم مامان هوس پیتزا کرده بود. البته بابام نیست رفته اردو برای مسابقاتشون. ما هم تنهاخور نیستیم ولی خوب دیگه هوس کردیم.
داداشم اومد دنبالمون گفت بریم دور بزنیم
مامان هم تو ماشین گفت که واییییییییییییی چه هوس پیتزا کردم. دیدم داداشی داره میره تو اتوبان امام علی بعد پرسیدیم کجا میری گفت یک لحظه بریم پیش دوستم باید چیزی ازش بگیرم. مامان گفت خوب مارو میزاشتی خونه بعد میرفتی من حوصله ندارم و ......... که بعد از کجا سر درآوردیم پیتزا در ب در. خیلی عالی بود و جاتون هم خیلی خالی بود.![]()
راستی تازگی ها مامانم هوس تلویزیون بزرگ کرده بود از اینایی که ال سی دی هست مارک سونی. سایز ۳۸ با میزش و سینمای خانگیش. خوبه والا بابا هم تا مامان دهن وا کرد همه چی حاضر و آماده تو خونه بود.
خدا از این مردا زیاد کنه. یعنی از این مردا گیر ما هم میاد که هرچی بگیم حاضر باشه؟؟؟؟؟؟؟
البته من سعی میکنم که طرفم رو درک کنم باید وضعیت مالیش رو هم در نظر بگیرم.
خوب بابام داره که مامان جون هم دستور میدن دیگه.
دیروز رفتم میدان آرژانتین آخه محل کارم اونجاست. رفتم فروشگاه هایلند نمیدونم تا حالا رفتین یا نه از شیر مرغ تا جون آدمیزاد داره. رفتم یکم لوازم آرایش خریدم
روز قبلش هم رفته بودم البته نه اونجا رفته بودم هفت هوض مانتو و کفش خریده بودم
که جاتون خالی پدر پام رو درآورد. پوست پام قلفتی کند که به گوشت رسید داشتم میمردم نمیدونین که خودم رو چه جوری به محل کارم رسوندم. از درد داشتم میمردم.
![]()
خلاصه همه چی خوبه و عالی داره پیش میره احساس خوشبختی میکنم. 
فعلا خبر دیگه ای ندارم دوستون دارم.![]()
لحظه نبودن نيستن ها ، اگر منت مي نهي بر كلام من ، با احترام سلامت مي گويم
و هزار گلپونه بوسه به چشمانت هديه مي دهم. قابل ناز چشمانت را ندارد.
ديرروز يادگاري هايت همدم من شدند و به حرفهاي نگفته من گوش دادند.
و برايم دلسوزي كردند. البته به روش خودشان كه همان سكوت تكراري بود و
يادآوري خاطرات با تو بودن.
دست نوشته ات را مي بوسيدم و گريه مي كردم. زيبا ، به بزرگي مهرباني ات ببخش
كه اشكهايم دست خطت را بوسيدند. باز هم ستاره به ستاره جستجويت كردم.
ولي نيافتمت.
از كهكشان دلسپردگي من خسته شدي كه تاب ماندن نياوردي و بي خبر رفتي ؟
مهتاب كهكشان نيافتني من ، آنقدر بي تاب ديدنت شده ام كه دلتنگي ام را به قاصدك سپردم
و به هزار شعر و ترانه رقصان به سوي تو فرستادم.
روزها و شبها به دنبالت آمدند و تو را نديدند. قاصدك هم برنگشت.
شايد او هم شيفته نگاه مهربانت شد. باشد،
اشكالي ندارد. تو عزيزي ، اگه يه قاصدك هم از من قبول كني ، خودش دنيايي است.
كاش ياسهايي كه برايت پرپر شدند و به سويت آمدند، دوست داشتنم را برايت آواز
كنند.كاش باران بعد از ظهرهايت، تو را به ياد اشكهاي من بيندازد.
نازنين ، هر پرنده سفر كرده اي از تو مي خواند و هر غنچه اي كه مي شكفد،
نام تو را بر زبان مي آورد. نيم نگاهي به روزهاي تنهايي ام كن و
لحظه هاي زرد و بي صداي مرا تو آبي و ترانه باران كن.
بگذار باز هم قاصدك ترانه هاي من در هواي دلتنگي تو پرواز كند.
همين حوالي بي قراري ها باز هم گلهاي بي تابي شكفته.
زيباست امشب ، شام غريبان عاشقانه من و تو است. به
يادت مثل شمع مي سوزم و ذره ذره وجودم آب مي شود.
تو هم به ياد بي تابي هايم شمعي روشن كن و بگذار مثل من بسوزد.
مهرباني باران ، يادم كن در هر شبي كه بي ستاره شد.

سلام خانوما سلام آقايون
بالاخره من اومدم.
واي خيلي ناراحت بودم كه نميتونستم بيام بهتون سر بزنم و آپ كنم. حالا كه اينترنتم وصل شده خيلي خوشحالم. از اين به بعد مثل هميشه ميام بهتون سر ميزنم.
من تو انتخابات به موسوي رأي دادم ولي از سال ديگه به هيچ عنوان گول نميخورم كه رأي بدم امسال هم قلت كردم. وقتي قراره كه توي رأيها دستكاري بشه و نظر نظر خودشون باشه ما براي چي بريم رأي بديم؟
ولي عجب تظاهراتي شدهها. از يك طرف هم خيلي خطرناكه خيلي از جوونامون شهيد شدند و خيليها كتك خوردن دلم ميسوزه واسشون چون آيندهاي ندارن. خدا به داد همه برسه. خوب نيومدم كه از سياست بگم چون سياسي نيستم.
خوب چه خبرا؟ اين چند وقته كه من نبودم چه خبر؟
سلام خوبین؟
بالاخره من دارم میام. دیگه چیزی نمونده. اینجا اینترنت وصل شده فقط سیستمی که من باهاش کار می کنم باید روش ویندوز نصب بشه واسه همین اینترنت ندارم. تا ۲ یا ۳ روز دیگه میام دوباره پیشتون. خیلی دلم واستون تنگ شده واسه نظراتون واسه خودتون.
دوستون دارم.
سلام به همه دوستای گلم
ببخشید من محل کارم رو عوض کردم و الان جایی که هستم اینترنت ندارم الانم نمیتونم بیشتر از این براتون بگم هر وقت به اینترنت دسترسی پیدا کردم میام و خبرتون میکنم. واسم دعا کنید آخه این کار جدید رو دوست ندارم و میخوام بیام بیرون. دعا کنید کار خوبی پیدا کنم. فعلا بای مواظب خودتون باشین.
وای من دارم به کار جدیدم عادت میکنم و خیلی دوستش دارم گفتم بگم خیالتون راحت باشه. دوستون دارم. هرازگاهی میام نظراتون را میخونم عزیزانم.![]()
![]()
![]()
سلام خوبین؟![]()
من اصلا امروز حوصله ندارم.
آخه با همکارام بحثم شد.
من تو شرکت وقتی میبینم که با یه چیزی نمیشه کار کرد و یا به یه چیزی نیاز دارم میرم میگم که بابا جان من نمیتونم با این مانیتور کار کنم یا من نمیتونم با این سیستم کار کنم یا من فلان چیز رو نیاز دارم. من اینجا مسوول دفترم و تایپیستم
سیستم یک مسوول دفتر باید کامل تر از همه باشه چون سیستم من سرور هست. تمام پرینترها و شبکه به سیستم من وصل هست و مضخرف تر (درست نوشتم؟؟) از همست.
حالا همکارم امروز میگه چرا واسه تو گوشی خریدن ولی واسه ما نخریدن؟
از این گوشی ها که میتونی باهاش آهنگ گوش کنی. به جای اسپیکر.
اونا خجالت میکشن برن بگم آقا ما به این وسایل نیاز داریم وقتی نمیرن بگن چه انتظاری دارن آخه؟
به من چه؟ بعد از یک سال که هی رفتم گفتم بابا من نمیتونم با این مانتور آشغال کار کنم اینقدر پررنگه که چشمام داره خراب میشه. نمیتونم توش نگاه کنم وقتی نگاه میکنم سردرد میگیرم
تازه عوضش کردن حالا اونا حسودیشون میشه.
خوب شما هم برین بگین وقتی نرین بگین که اونا نمیفهمن شما چی نیاز دارین تا واستون تهیه کنن. فرق من با اونا در اینه.
کلا خسته شدم الان ۲ سال هست که دارم کار میکنم احساس میکنم که زندگیم یکنواخت شده صبح بیا سر کار تا ساعت ۴:۳۰ بعدازظهر بعد بدو برو کلاس زبان تا ۹ شب که میرسم خونه جنازه میگیرم میخوابم.
آخه اینم شد زندگی؟؟
اینجوری که هیچی آدم از زندگیش نمیفهمه!!!!
شماها زندگیتون خسته کننده شده؟؟؟ تکراری شده؟؟؟
اینم بگم الان یادم اومد، خدا به داد اون دسته از آدم هایی برسه که نماز میخونن و صفت و سخت چادرشون رو چسبیدن و ول نمیکنن اما تا یه چیزی میشه سریع بغل گوش اون یکی پچ پچ میکنن یعنی خدا نماز و روزه اون آدما رو قبول میکنه؟ آهای شماهایی که نماز می خونید و غیبت میکنید به اون دنیاتون فکر کنید. من نماز نمیخونم و ادعایی ندارم اصلا میگم من جهنمیم. اما شماهایی که اون حجاب رو چسبیدن و اینقدر بهش اعتقاد دارین پس لااقل پشت سر یکی دیگه غیبت نکنید. متاسفم واقعا واسه این دسته از آدما. من یه نمونه از این جور آدما رو تو محل کارم دارم که اصلا ازش نمیگذرم.
وایییییییییی دیروز با یکی از همکارام دعوام شد که تربیت خانوادگیش حکم می کرد که برگرده و به همکارش که من باشم فحش بده. به خاطر چیزی که خودش مقصر بود. نمیدونم چرا حالم از این دو تا بهم میخوره. اصلا آدمای جالبی نیستند و تربیت خانوادگیشون با من خیلی فرق میکنه.![]()

بعضی از دوستام بی معرفت شدن و به وبلاگ من دیگه سر نمیزنن!!!!!!!!
با این حال من همتون رو دوست دارم و به همتون هم سر می زنم.
فقط خواهش میکنم که وقتی که نظر میزارید حتما در قسمت وب سایت آدرس وب خودتون رو واسم بزارید تا اینکه بتونم بیام بهتون سر بزنم و من هم از وبلاگ زیبای شما عزیزان دیدن کنم. واوووووووووووووووووووو![]()
خوب امروز تولد دخترخالم هست و من از ۲ روز پیش کادوش رو خریدم و آمادست خداروشکر.
وای دیشب از کلاس که رفتم خونه دیدم که ای وای من کلید خونه رو توی شرکت جا گذاشتم و مامان و بابا هم خونه نبودند و رفته بودند خونه دوستشون شام. ![]()
به داداشم زنگ زدم گفتم میتونی کلید خودت رو به من برسونی؟ گفت آخه من از شمال چه جوری پاشم بیام تهران به تو کلید برسونم؟
آخه نمیدونستم که داداشیم رفته مسافرت واسه خودش شمال.
خلاصه اینکه رفتم خونه مادربزرگم مامان و بابا هم ساعت ۲ نصب شب اومدند دنبال من. رفته خونه خوابیدم
صبح ساعت ۵ صبح بیدار شدم.
امروز هم کلی به خودم رسیدم
اما میترسم که رییسم دعوام کنه آخه رییس بزرگم یکم مومنه و یه بار بهم گفته که خواهشا یکم حجابتون رو رعایت کنید.
البته من دختر ساده ای هستم به خدا. اما بازم به موهای بیرون از مقنعه گیر میده. به هر حال امروز تولد دخترخالمه و من خیلی خوشحالم چون خیلی دوسش دارم و همیشه با هم بودیم مثل دو تا خواهر چون من خواهر ندارم این رو مثل خواهرم میدونم.
واسش یه بلوز و شلوار ست خریدم که میتونه بلوزش رو حتی تو مهمونی هم تنش کنه چون خیلی شیکه و رنگ مورد علاقه خودمم هست یعنی صورتی. وایییییی عاشق صورتیم.
خودم همه چیم صورتیه. خونمون رو که رنگ کردیم رنگ اتاقم رو صورتی کردم. ۲ تا دیوار سرخابی ۲ تا دیوار صورتی کمرنگ تر. وای خیلی ناز شده تازه روتختی و پرده اتاقم هم صورتیه و شکل باربی داره.
هر کی میاد وای چه اتاق عروسکی داری.
خوب دیگه سلیقه ما هم اینه دیگه. خوب دعا کنید که دخترخالم از کادوش خوشش بیاد البته گرون هم خریدم فکر نکنید که ارزون خریدما من اصلا دوست ندارم کادوی ارزون بخرم.
میگم هر کسی یه شخصیتی داره و قرار نیست که اگه یکی واست کادوی ارزون میاره تو هم تلافی کنی خوب اون بلد نیست که چه طوری باید خرید کنه و شخصیتش در همین حده که یه کادوی ۲ هزار تومانی برداره بیاد تولد تو. اما من دوست دارم همیشه یه چیز شیک بخرم که تک باشه.
به هر حال هر کسی یه اعتقاد و نظری داره دیگه. بگذریم..... تولدش رو میخواد تو کافی شاپ بگیره و ۱۵ نفر جمعیت هستیم تو یه کافی شاپ.
خوب کافی شاپ رو قرق کردیم دیگه.
همه دوستاش میان اینم یه جور تولد گرفتنه دیگه. خوب دیگه سرتون رو درد نیارم من باید امروز یکم کارهام رو تو شرکت انجام بدم تا عصری بزارن که من برم.
فعلا بای.
قول ازدواج ابزاری برای ارضای جنسی پسرها...!
بیش از 80 درصد از دخترانی که رابطه جنسی قبل از ازدواج را تجربه کرده اند و از این کار خود دچار عذاب وجدان شده اند دخترانی بودند که از سوی دوست پسر خود پیشنهاد ازدواج یا قول ازدواج به آنها داده شده است حتی دخترانی که هرگز تصور برقرای رابطه جنسی را قبل از ازدواج نمی کرده اند در این دام افتاده اند و از کرده خود پشیمان هستند در این بین حتی افرادی وجود داشته اند که اقدام به خود کشی کرده اند و یا از خانه خود فراری شده اند بیشتر دختران خیابانی خود طعم تلخ خیانت را تجربه کرده اند و زمانی که پشت سر خود را خالی می دیدند به ناچار پا به فرار گذاشته و برای سرپناه حاضر به خود فروشی شده اند سوالی میپرسم آیا لحظاتی لذت ارزش از دست دادن زندگی را دارد چرا برای خود ارزش قائل نمی شوید چرا بدن خود خود را به آسانی در اختیار یک انسان شهوت پرست قرار می دهید اکثر پسرها هرگز با کسی که با آنها رابطه جنسی داشته اند حتی فکر ازدواج هم نمی کنند و فقط شما را تاز مانی دوست خواهند داشت که شخص مناسبی را برای جایگزین کردن شما و یا برای ازدواج انتخاب کنند هیچ تعهدی هم نسبت به شما نخواهند داشت آیا اون پسری که به علت عدم برقراری رابطه جنسی شما را رها کند واقعا ارزش این را دارد که زندگی خود را ویران کنید فقط به خاطر اینکه نهایتش 5 ثانیه به اوج لذت برسد فراموش نکنید ارزش شما بیش از این حرفهاست یک پسر چه زمانی میتواند به شما پیشنهاد ازدواج دهد ؟ زمانی که خانواده اون پسر در درجه اول شما را بشناسند ، زمانی که وضعیت کارو زندگی آینده اون پسر مشخص باشد ، زمانی که خانواده شما در جریان باشد و خیلی چیزهای دیگر باید فراهم باشد تا این پیشنهاد داده شود نه اینکه وقتی کنار هم تو تاکسی و کنار آب و سینما و یا هرجای دیگه وقتی در آغوش هم هستید با کلماتی همانند اینکه تو مال من هستی و آینده من فقط با تو هست و از اینگونه حرفها فکر کنید که دیگه واقعا همه چیز تموم شده حرف من رو شاید شما متوجه نشید و پیش خود بگویید دوست پسر من با همه فرق داره اون اصلا اینطوری نیست بله همه رو نباید به یک دید نگاه کرد این درسته اما نبیادم بر حسب مسائل ظاهری اصل رو فراموش کرد آخه زندگی که فقط همخوابی و هم بستر شدنو دوست داشتنو عشق و این حرفها نیست خیلی از افراد که برای من ایمیل ارسال می کنند در دام همین حرفها افتادند و به چه کنم چه کنم افتادند.
دختر خانمها شما اسباب بازی نیستید شما عروسک نیستید شما انسان هستید شما ارزش بالایی دارید شما روزی مادر می شوید حتی پسرانی هم که قبل از ازدواج رابطه جنسی را تجربه کرده اند پس از ازدواج عذاب وجدان دارند رابطه جنسی قبل از ازدواج بر روابط زناشویی پس از ازدواج تاثیر مستقیم دارد ساده نباشید شاید همین آقائی که الان دوست پسر شماست و به شما قول ازدواج داده و از شما درخواست رابطه جنسی کرده روزی به شما خیانت کند مردی که نتواند جلوی شهوتش را بگیرد نمی تواند شما را خوشبخت کند چون مردان همیشه شهوت و غریزه جنسی بالایی دارند پس اگر الان خود را کنترل نکنند هیچ گاه نمی توانند کنترل کنند عاقل باشید چرا شما با برقراری رابطه جنسی دوست داشتنتون ثابت کنید چرا آنها با مقابله با شهوت خود دوست داشتنشون به شما ثابت نکنند؟
سخن آخر
شاید با نوشتن مطالب بالا باعث رنجش خاطر گروهی شده باشم عذر می خوام اما اکثر دختران پس از برقراری رابطه جنسی از کرده خود پشیمان می شوند نکته بعدی همان مقدار که دختر ها به خاطر دوست داشتنشون حاضر به برقراری رابطه جنسی می شوند یک پسر هم می تواند به خاطر دوست داشتنش و اثبات این امر در مقابل شهوت خود مقاومت کند . نکته بعدی ازدواج یک امر ساده ای نیست که به راحتی هر کسی این پیشنهاد را بر زبان بیاورد شما زمانی می توانید به پیشنهاد طرف مقابل فکر کنید که شرایط ازدواج اون طرف و خود شما از هر نظر روبه راه باشد فقط دوست داشتن و عشق شرط ازدواج نیست در کل باز هم اگر باعث رنجش خاطر دیگران شدم عذر می خوام با آرزوی موفقیت و کامیابی در تمامی زمینه ها برای شما .
سلام خوبین؟![]()
من که اصلا خوب نیستم.
امروز روز اول کاری بعد از ۱۵ روز تعطیلی هست و من خیلی خستم.
آخه موقعی که داشتیم خونه رو رنگ می زدیم از زیر کار خونه در رفتم اما تو عید نتونستم که در برم و کلی کار کردم.
الان دارم میمیرم. دلم میخواد بخوابم.
تو عید ما هیچ کجا نرفتیم و کسی هم نیومد خونمون آخه ما خونمون به هم ریخته بود و نقاش اوایل هفته دوم عید خونه رو به ما تحویل داد. وای فکر کنین ما تو هفته دوم رفتیم نظافت.
وای دیگه دمار از روزگارم درومد.
ببخشید که من نتونستم بیام به شما سر بزنم تو این ایام.
امیدوارم که سال خوب و پر از برکت و خوشی داشته باشین. منتظر آپ جدیدم باشید. فعلا بای.
سلام سلام خوبین؟
وای ما داریم خونمون رو رنگ میزنیم
من چند شب که خونه نرفتم میرم خونه مادربزرگم، خونه خاله هام واسه خودم حال میکنم.
اصلا هم فکر کمک کردن نیستم.
![]()
چشم روی هم گذاشتیم یک سال دیگه هم گذشت. چه راحت داره عمرها میگذره و ما همچنان بی خیال همه چی.
ا ا ا مگه میشه واقعا خجالت بکشین من که کشیدم.
آخه ببینین چه جوری عرق خجالت رو پاک می کنم. وای من که خیلی خیلی اشتباه کردم تو سال قبل باید دوباره یه راه جدید در پیش بگیرم.
از گذشته ها باید عبرت گرفت. خوب دوستای خوبم پیشاپیش سال نوتون مبارک.
امیدوارم که سال های سال با خوبی و خوشی و سلامتی کنار خانوادتون و دوستان گلتون مثل من
زندگی کنید. موقع سال تحویل من رو هم دعا کنید. یادتون نره ها. به خدا اگه واسه من دعا نکنید من دعا میکنم که همتون کچل بشین.
آهان گفتین که دعا میکنید باشه پس منم دعا میکنم که سعادتمند بشین نه کچل.
بعد از سال تحویل می بینمتون. خوش باشین.
